X
تبلیغات

پیکی از پارس

پیشینه و فرهنگ ایران زمین

ازدواج محارم در ایران باستان حقیقت دارد؟


نوشتار زیر به دست آقای علیزاد درباره ازدواج با محارم در ایران باستان نوشته شده. و من از ایشان به خاطر این نوشتار سپاس گذارم . من قبلا درباره این موضوع پست کوتاهی نوشتم و دیدگاهمو مطرح کردم و فکر می کنم که ایشان نیز تا حد زیادی با من هم عقیده اند از این رو با اجازه ایشان این نوشتار را در تارنگار پیکی از پارس قرار دادم تا دیگر هم میهن های ما نیز آگاه شوند.خواهشا بعد از خواندن این نوشتار دیدگاه های خودتون رو به ایمیل ایشون بنویسید.

ایمیل آقای علیزاد:alizaad88@gmail.com

*****************************************************************************

به نام خدا

خرد رهنمای و خرد رهگشای خرد دستگیرت به هر دو سرای
از او شادمانی ازویت غم است از اویت فزونی از اویت کم است
فردوسی بزرگ

در چند سال اخیر یکی از موضوعاتی که توسط گرو ههای ضدایرانی بویژه اقلیت پانترکیست بسیار برجسته
شده است مسأله ی ازدواج با محارم در ایران باستان است که پیش از این هم مطرح بوده که از آن جمله
می توان به منابعی اشاره کرد که اعراب صدراسلام معمولا برای توجیه گذشته ی خود و تحقیر و تخریب
شکوه ایرانیان مطرح کرده اند وگه گاه روایتی نیز برای آ نجور کرده اند( 1) که مثلا فلان امام پس از طرح
آن توسط یکی از اعراب نسبت به ایرانیان درصدد توجیه آن برآمده!
یکی از نقاط اتکای این افراد، آسانگیری خود ایرانیان دراین باره است از جمله نوشته های خسرو معتضد
در کتاب « پشت پرده های حرمسرا » درباره ی ازدواج کمبوجیه پسر کورش بزرگ و همچنین پادشاهان
اشکانی که مطمئناً هنگام نوشتن این جملات فکر سوءاستفاده ی دشمنان ایران را از طرح چنین مسائلی را
هم نکرده است.

افزون بر این پس از پیروزی انقلاب 57 نیز برخی افراد متشرّع بخیال خدمت به اسلام درصدد تخریب
باستان برآمدند تا حمله ی اعراب به ایران را توجیه کرده و ایشان را ناجی مردم معرفی کنند،غافل از
اینکه ، هیچ گاه باور کسی با زور عوض نمیشود. بنابراین سعی کردند همه ی پادشاهان را ستمگر و همه ی
مردم را(بخاطر مسلمان نبودن)دچار انحرافات اخلاقی و رفتاری معرفی کنند که با تهاجم اعراب اصلاح
شدند.
هم اکنون نیز همگی دسته های نامبرده راه خویش را ادامه داده و خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه ی
ایران و ایرانی می زنند هرچند اقلیتی شاید انگشت شمار راه خلاف ایشان را میروند.( 2)
جدا از دلیل تاریخی- سیاسی بالا، در این تحقیق میکوشیم از چندجنبه این مسأله را مورد بررسی قرار
دهیم:
1- جنبه ی منطقی
2- جنبه ی پزشکی
از لحاظ منطقی می خواهیم ببینیم طرح چنین مسائلی آیا با عقل سازگار است یا مغالطه بودنش را
می توان به آسانی دریافت .از لحاظ پزشکی بررسی می کنیم چنین کاری اصولً ممکن است یا خیر.

سرآغاز و مهمترین بخش سناریوی مذکور داستان کمبوجیه است که (مشابه آن را درباره ی حضرت
ابراهیم و ساره گفته اند)ودر آن چنین گفته می شود:

"به گفته هرودوت، کمبوجیه دلباخته یکی از خواهرانش شده بود و می خواست با او زناشویی کند ، »
ولی چون نقشه اش بر خلاف همه رسوم بود پس موبدان و مغان را فراخواند و از آنان پرسید
که آیا قانونی هست که اجازه دهد مردی با خواهر خود زناشویی کند.آنان پاسخی به وی دادند که
هم جانشان را ایمن می داشت و هم مطابق عدالت بود.
آنان گفتند که قانونی نیافته اند که زناشویی خواهر و برادر را جایز شمارد ، ولی قانون دیگری
یافته اند که اجازه می دهد شاه هر چه دلش خواست انجام دهد."

در این مطلب آمده است که « موبدان را فراخواند » و « آنان گفتند که قانونی نیافته اند » که این بدان معناست
که در دین زرتشت چنین چیزی یافت نمی شود( 3) و همچنین آمده است " چون نقشه اش بر خلاف همه ی رسوم بود" یعنی ازدواج با محارم نه تنها در دین زرتشتی خلاف است بلکه با عرف نیز مخالفت دارد. سومین مطلبی که به مرور به وارد کارزار می شود اتصال این داستان به دین و بقیه ی مردم است که چون « پادشاه هرچه دلش خواست انجام دهد » (بدون اینکه ترس از رغبا و اطرافیان داشته باشد) پس دین او اینچنین است و مردم هم اینچنینند!!

افزون بر قصه ی کمبوجیه، بر دیگر پادشاهانی هم،چنین اتهاماتی زده شده که همگی اسنادی به مراتب
ضعیفتر دارند ازجمله پادشاهان اشکانی که تنها با استناد به آمدن واژه ی خواهر بر روی زن پادشاه( 4)به
این نتیجه رسیده اند. یا در شاهنامه صرف اینکه پادشاه ایرانی شرط می گذارد که هرکه بتواند به توران
حمله کند دخترش را به عقدش درمی آورد و در پایان هم پسر خودش این کار را میکند، همین نتیجه را
می گیرند!!

نکته ای که در میان کتاب ها مورداستناد قرار می گیرد این است که هیچکدام از این کتاب ها را افراد
مورد اعتماد زرتشتی ننوشته اند( 5) بلکه به دست مسلمانان و گاه مستشرقین غربی نوشته شده که
معمولا هم ترجمه ی غیر قابل اعتمادی از متون اوستایی و پهلوی میباشند.

از دیگر تکیه گاه های این مسأله عبارت « ختودس » است که بسیار روی آن مانور داده می شود. این واژه
در برخی متون بمعنی فداکاری آمده است که صدالبته بخاطر اهمیتی که در دین زرتشت و آداب ایرانیان
باستان به خانواده داده می شده است،فداکاری برای خویشان و به ویژه خانواده موردنظر این موارد بوده
است.(6)

افزون بر این،گاه این واژه به شکل خوئیدوک بکار رفته است.خوئی به معنی خویشی و دودک یعنی
دودمان و خاندان، قیاس امروزی آن خویش دودکی می شود و از آن افزودن بر خویشاوندان از طریق
زناشویی و زناشویی درون دودمان معنی می دهد و در گاهان که سروده ی خود زرتشت است این واژه
دیده نشده است و در روایات پارسی قرن هفدهم خوئیتک دس می باشد که آن را پیوند میان عموزادگان
و خاله زادگان معنی کرده اند و بیش از یکصدو بیست نویسنده یونانی و رومی سریانی و یهودی و ارمنی
همزمان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان بوده اند و از میان آنان چند نفر آداب و رسوم و قوانین ایرانی
را به خوبی می شناختند و توصیف کرده اند. این چند نفر عبارتند از هرودت و گزنفون، افلاطون ، ارسطو
استرابن، آمیانوس ، مارسلینوس ، پروکوپیوس . ولی هیچ کدام از آنان نگفته اند که ازدواج با محارم رسم بوده
است اگر چنان رسمی در ایران شایع بوده است محال است این نویسندگان از آن بی اطلاع باشند وگرنه
چرا باید ازدواج خودی را به درون خانواده نسبت داد مگر خویشاوندان خودی نیستند؟
و البته که چنین ازدواج هایی هم در اسلام( 7) و هم سنت اقوام ایرانی و غیرایرانی( 8 )تشویق شده
است.حتی در زمان کنونی هم در روستاها همه ی مردم با هم نسبت دور یا نزدیک و معمولا از چندطرف با هم
خویشاوند هستند .گهگاه می بینیم که در اسناد خود مواردی را آورده اند که تقبیح یک کار را نشانه ی معمول بودن آن
می دانند( 9)!این همانند آنست که نتیجه بگیریم چون در قرآن صحبت از تحریم ازدواج با برخی زنها شده است بنابراین مسلمانان تا پیش از نزولش چنین می کردند( 10)

جنبه دیگر بحث، بعد زیستی (پزشکی) است که در آن باید معلوم کنیم آیا مردم یک کشور که در آن
ازدواج با محارم( 11 ) رایج است آیا می توانند مردمی سالم و نیرومند باشند یا خیر؟
بطور کلی ازدواج بی خطر دنیا سراغ نداریم. ازدواج هر فرد با هر فرد غریبه ای احتمال خطری حدود 2 تا
3 درصد دارد. ازدواج با خویشاوندان بر حسب درجه خویشاوندی متفاوت است. ازدواج خویشاوندان
درجه یک (ازدواج برادر و خواهر و یا ازدواج پدر و مادر با فرزند) و ازدواج درجه دو (ازدواج دایی با
خواهر زاده) که این دو گروه در همه ادیان حرام است. ثابت شده است که به دلیل تشابه ژنی زیاد خطر
تولد فرزند مبتلا به ناهنجاریها وعقب ماندگی ذهنی خیلی زیاد است
ازدواج فامیلی ازدواجی است که در آن زوجین با یکدیگر فامیل هستند و بنابراین ژنهای مشابه دارند . در
حال حاضر هزاران نوع بیماری ارثی مختلف شناخته شده اند که ممکن است از طریق به ارث رسیدن
ژنهای مشترک در پدر و مادر ، فرزندان را مبتل سازند . این خطر در ازدواجهای فامیلی به علت وجود
ژنهای مشترک بیشتر خواهد بود . این بدان معنا نیست که در ازدواجهای غیرفامیلی هیچگونه خطری
وجود ندارد ، بلکه احتمال خطر پایین تر خواهد بود . بنابراین ازدواج فامیلی از نظر علم ژنتیک منطقی
نیست .
جدول زیر ارتباط بین درجه خویشاوندی و درصد ژنهای مشترک را مشخص می کند :
درجه خویشاوندی افراد فامیل درصد ژنهای مشترک
پدر ، مادر ،فرزندان ، خواهران و برادران 50%
خاله ها ، دایی ها ، عموها ، برادر و خواهرزاده ها 25%
دختر عمو ، پسر عمو ، دختر خاله ، پسر خاله ، دخترعمه ، پسرعمه ، دختردایی ، پسردایی 12.5%
نوه خاله ،نوه دایی ،نوه عمو ، و نوه عمه 6.25%
نتیجه خاله ، نتیجه دایی ،نتیجه عمو ،نتیجه عمه 3.12%
نبیره خاله ، نبیره دایی ، نبیره عمو ، نبیره عمه 1.5%

با چنین تحلیل هایی وقتی در یک جامعه ازدواج خانوادگی رایج باشد مردم بطور معمول باید انواع بیماری
را داشته باشند چراکه هر نوزاد 50 درصد ژن مشترک دارد و از هموفیلی گرفته تا نابینایی همگی بالاترین
احتمال بروز را دارند. یعنی، چه آ نهایی که مستقیماً حاصل چنین ازدواج هایی هستند و چه آ نهایی که
به صورت جهش ژنتیکی دچار شده اند.

با توجه به اینکه در هیچکدام از منابع تاریخی هیچ اشاره ای به وجود یک بیماری رایج حتی در یک روستای
ایرانی نشده است( 13 ). آیا علم پزشکی دروغ می گوید یا دشمنان ایران؟
برخی چنین از پاسخ طفره می روند که چنین رسمی بوده ولی همه گیر نبوده!
ولی وقتی استناد به فلان واژه ی دینی می کنند که سفارش به این کار کرده فکر نمی کنند حداقل بخاطر
سفارش دین هم رایج شود؟
پرسش دوم من این است که تا عصر کنونی که خانواده ها برای بی شوهر نماندن دخترانشان رسم بده و
بستان را انجام می دهند و عروس میگیرند به شرط ازدواج برادر عروس با دخترشان آیا وقتی براحتی می
توانستند بدون هیچ ذلتی و زیربار هیچ شرطی رفتن فرزندان خود را با هم تزویج کنند عقل حکم نمی کرد
که چنین چیزی همه گیر شود؟
آیا وقتی خواهر و برادری نصف عمر خود را با هم گذرانده اند با فرض وجود چنین رسمی منطقی نیست
بقیه ی عمر را هم با یکدیگر ادامه دهند؟
پرسش سوم اینکه چرا در کتاب های دینی زرتشتی مستقیماً واژه ی ازدواج با محارم گفته نشده که ایشان
را به دردسر تفسیر یک اصطلح بیاندازد؟

قابل ذکر است
تنها جایی که ازدواج با محارم ثابت شده است خاندان سلطنتی فراعین و بطالسه ی مصر باستان است(نه
به دین ایشان ارتباط دارد و نه بومیان قبطی مصر)که در آنجا هم پژوهش ها نشان داده که
پادشاهانشان بیش از 25 سال عمر نمی کرده و بر اثر بیماری ناشناخته ای بدنی گلبی شکل داشته اند.(
(14)
آیا چنین گزارشی درباره ی پادشاهان ایران وجود دارد؟؟

سخن آخر:
به عنوان یک جمع بندی باید گفت که احکام هر دین اگرچه برای کافران آن دین ممکن است دست آویز
تمسخر باشد ولی هیچ گاه مؤمنین از احکام دینشان بخاطر تمسخر و تحقیر دیگران دست برنمی دارند.
برای نمونه ازدواج موقت در تشیع است که بسیار مورد تحقیر اهل سنت است ولی باز نه کسی وجودش
را انکار می کند و نه حتی کنارگذاشته می شود.






پانویسها:
1- برای نمونه: روزی اشعث بن قیس که نسبت به ایرانیان بسیار بدخواه و کینه جو بود ایرانیان را بواسطه ازدواج با محارم زنازاده می خواند و از علی(ع) گلایه می کند که چرا با مجوس مانند اهل کتاب معاشرت میکند.
علی(ع) چنین پاسخ می دهد: آنها کتابی داشته اند، خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و در شریعت آن پیامبر ازدواج با محارم جایز نبود، یکی از پادشاهان آنها در یک شب که مست بود در حال مستی با دختر خویش در آمیخت، مردم آگاه شدند و شورش کردند و گفتند تو دین ما را فاسد کردی و اکنون لازم است بر تو حد جاری کنیم. آن پادشاه نیرنگی اندیشید، به آنها گفت همه گرد آیید و سخن مرا بشنوید، اگر ناصواب بود هر تصمیمی میخواهید بگیرید. مردم جمع شدند و او به آنها گفت: خودتان میدانید که در میان افراد بشر هیچ کس به پای پدر بزرگ و مادر بزرگ ما آدم و حوا (مشی و مشیانه) نمیرسد، همه گفتند راست است. گفت مگر نه این است که این دو بزرگوار که صاحب پسران و دختران شدند، همانها را با یکدیگر زن و شوهر قرار دادند؟
گفتند راست میگویی گفت پس معلوم میشود که ازدواج با محارم از قبیل دختر یا خواهر مانعی ندارد. مردم با این بیان قانع شدند و از آن پس این رسم، مشروع تلقی شد و مردم عمل کردند.(خنده دار است.نیست؟)
توحید صدوق، چاپ مکتبه الصدوق، صفحه 306 و وسائل الشیعه، جلد 3، صفحه 46
توجه کنید که این داستان چه شباهتی به داستان حضرت لوط در اسراییلیات دارد! که در آن دو دختر حضرت لوط به پدرشان (که پیامبر معصوم است) شراب خورانده و با وی درمی آمیزند تا نسل انسان باقی بماند
نمونه ی دیگر:شخصی نزد امام صادق(ع) یک مجوسی را به خاطر اینکه مادرش دختر پدرش است، ولدالزنا خواند. امام او را به، خاطر اینکه این عمل مجوسیان برطبق دینشان است، آن شخص را مذمت کرد. (کافی، ج 7، ص 240 ، ح 3؛ تهذیب الحکام، ج 10( ص 75)
باز توجه کنید که در علم جدل گفته می شود بهترین راه ضربه زدن به یک موضوع دفاع احمقانه کردن از آن است که در این احادیث مجعول به بهانه ی دفاع سعی در اثبات دارند.

2- ازجمله ی ایشان را می توان به زنده یاد دکتر علیرضا شاپورشهبازی استاد فقید دانشگاه شیراز اشاره کرد.

3-یادآور می شوم که زرتشت پیامبر در 1738 سال پیش از حضرت مسیح برانگیخته شد بنابراین در دوران کمبوجیه حدود1200 سال بوده که مردم ایران زرتشتی بوده اند.
4- خسرو معتضد در کتابش بر سکه هایی استناد می کند که زن پادشاه را خواهر یا گاه مادر نوشته اند و این همانند این است که چون مردم ایران بعد از انقلب لفظ خواهر و برادر را عموما استفاده می کنند دیگران یا آیندگان نتیجه بگیرند که همه ی مردم ایران ازدواج دسته جمعی کردند و مردم هم خواهر و برادر شده اند.

5- این مسأله مانند این است که درباره ی اسلام بجای پرسیدن از علمای آن و یا حتی از خود مسلمانان به حرف غیرمسلمانان یا مرتدها استناد کنند.

6-یسن 12 بند 9،چنین است:من ایمان دارم به دین مزدیسنایی فکه جنگ را براندازد ،باعث شود که سلاح را کنار گذارند و به خوئتودثه امرکند که حق است .عبارت مذکور به معنی فداکاری و از خودگذشتگی است نه ازدواج با خود (خیت ودس) از دو جز (خیت) به معنای خویش و (ودس) به معنی گذشت و گذشتن است و رویهم معنای از خودگذشتن و دیگری را بر خود ترجیح دادن دارد.

7-مثل ازدواج حضرت علی با حضرت فاطمه (س) که نوه عمویش است،ازدواج امام سجاد با دختر امام حسن،ازدواج حضرت زینب با پسر عمویش عبدالله بن جعفر همچنین حدیثی از امام سجاد است که می فرماید:کسی که برای رضای خدا و برای انجام صله رحم (با فامیل) ازدواج کند خداوند تاج شاهی بر سر او می نهد
. فقیه، ج 3، ص 385
8- از جمله می توان به ترکمن ها اشاره کرد که با غیرترکمن ازدواج نمی کنند یا بسیاری از ایلت که ازدواج با غیر را ننگ می دانند
9- برای نمونه در کتاب دینکرد از قول اعتراض یک یهودی نسبت به ازدواج زرتشتیان گفته می شود که با استناد به این قضیه نشان دهند که ازدواج با محارم رایج بوده است!! غافل از اینکه یهودیان ازدواج دخترعمو و پسرعمو را با هم ازدواج محارم می دانند
10 - سوره ی نسا -آیه 23
11 - به این نکته هم دقت کنید که بحث محرم و نامحرم مخصوص اسلام است و کاربرد این واژه تنها بخاطر شناسایی خویشاوندان درجه یک است(دختر و خواهر و مادر برای یک مرد)
12 -نمونه هایی از مواردی که نشان می دهد ازدواج های فامیلی (که درجه ی نزدیکی آ نها با درصد احتمال وقوع بیماری نسبت مستقیم دارد) در اخبار:
استاد چشم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: ازدواج های فامیلی بزرگترین عامل بروز بیماریهای ارثی چشمی در کشوراست. نزدیک به 70 درصد از نابینایان مورد بررسی در یک تحقیق که توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انجام شد، حاصل ازدواج های فامیلی بودند.
بر اساس آمارهای جهانی 3 تا 4 درصد مرگ و میر نوزادان به دلیل اختللت ژنتیکی رخ می دهد، حتی در دورترین ازدواجهای فامیلی 5 تا 6 درصد احتمال تولد کودک معلول در خانواده وجود دارد که این ریسک خطر در ازدواجهای فامیلی نزدیک علاوه بر افزایش 12 درصدی با احتمال تکرار معلولیت در فرزندان بعدی خانواده نیز همراه است
ازدواجهای فامیلی شایعترین دلیل تولد کودکان نابینا در ایران است.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی، نسبت به افزایش بی رویه ازدواج های فامیلی هشدار داده بود و اعلام کرده بود که درکشور، طبق تحقیقات 30 درصد کودکان دچار عقب افتادگی ذهنی، والدینشان ازدواج فامیلی از نوع درجه سه داشته اند.
13 - گزارشی از صداوسیمای جمهوری اسلامی روستایی از هند در تابستان 89 را نشان می داد که در آن بیشتر اهالی بخاطر ازدواج فامیلی لال بودند و علت را هم خودشان می دانستند.
14 - کتاب سینوحه پزشک و همچنین گزارش مستند از صدا وسیمای جمهوری اسلمی به نقل از مرکز باستان شناسی مصر.

منابع:
افسانه ازدواج با محارم درایران باستان:دکتر علیرضا ش اپورشهبازی(باستانشناس و استاد دانشگاه شیراز و بنیانگذار انستیتو
مطالعات هخامنشی)
وندیداد: از کتاب های مقدس مزدیسنا
تاریخ اجتماعی ایران، سعید نفیسی
تاریخ تمدن: ویل دورانت
وسائل الشیعه: شیخ حرّ عاملی
تهذیب الحکام:شیخ طوسی(ابوجعفر محمد طوسی)
التوحید: شیخ صدوق(ابن بابویه قمی)
اصول کافی:شیخ کلینی
تاریخ هرودوت: هرودوت
پشت پرده های حرمسرا: خسرومعتضد
شاهنامه ی فردوسی
www.azargoshnasb.net تارنمای آذرگشنسب

نمونه پایگاه های اینترنتی زرتشتیان برای تماس با خودشان:
تالار گفتمان زرتشتیان : http://www.gtalk.ir
تارنمای خبری-تحلیلی زرتشتیان :http://www.berasad.com

درباره نگارش این تارنگار (نقد کننده ها بخونن!)
تاریخ ارسال: 8 - بهمن‌ماه - 1389 ساعت 01:54 ب.ظ | چاپ مطلب
دیدگاها (43)
8 - بهمن‌ماه - 1389 05:50 ب.ظ
یاسمین
امتیاز: 11 10
لینک نظر
ای کاش دسترسی به تاریخ واقعی یکم آسون تر بود !
9 - بهمن‌ماه - 1389 12:03 ب.ظ
مجید
امتیاز: 11 11
لینک نظر
درود بر شما جشن سده بر شما شادباش باد
1 - بهمن‌ماه - 1391 08:02 ب.ظ
ش
امتیاز: 15 15
لینک نظر
احمقانه ترین چیزی که میشه در مورد ایرانیان گفت ازدواج با محارم است
20 - اسفند‌ماه - 1391 01:14 ق.ظ
نارسیس
امتیاز: 14 11
لینک نظر
با درود فراوان
امیدوارم خیلی زود جواب بدید
در روایات آذرفرنبغ فرخزادان یک موبد زرتشتی آمده که ازدواج با محارم مشکلی نداره !
خیلی سعی می کنم ای دروغ رو باور کنم که ازدواج با محارم دروغی بیش نیست!
حتی عقل من هم این مزخرف رو باور نمی کنه
ولی پس این موبد به چه دلیل باید این رو در روایاتش بنویسه ؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا اطلاعاتی دارید ؟
24 - فروردین‌ماه - 1392 10:58 ب.ظ
کوروش مسلمان
امتیاز: 11 14
لینک نظر
جالبه جواب نارسیس رو ندادید
اما اینکه در ایران باستان ازدواج با محارم بوده یا نه
همین بیان نارسیس و البته تاریخ ویل دورانت بس که به این امر اشاره شده ، در ضمن اگر زرتشت رو متعلق به 1600 سال قبل از میلاد بدونیم که من این اعتقاد رو دارم به دوران قبل از موسی( ع) میرسیم و اینکه از دوران موسی به بعد ازدواج با دو خواهر ممنوع میشه و البته یه همچین نقطه عطفی میتونه شامل ازدواج با محارم هم باشه و اینکه در اکثر منابع بی طرف بی غرض ازدواج در میان محارم ایرانیان رو محدود به دربار بیان کردن.
پاسخ:
با درود، جواب خیلی ها از جمله نارسیس رو توسط ایملشون دادم،
گیرم که که رسم بوده در ایران باستان ازدواج با محارم صورت می گرفته ،
این دین اسلام با قوانین الهیش یا دین عزیز یهوده که میگه ازدواج با محارم حرامه و الان اونو بد می دونید ، چه بخواین چه نخواین !
مگه کم در دین کامل اسلام وحشی گری هست که گیر دادین به این مسئله ؟ حداقل آزارشون به کسی نمی رسیده
31 - مرداد‌ماه - 1392 12:20 ب.ظ
رحیم
امتیاز: 12 11
لینک نظر
با عرض سلام و خدا قوّت
بنده نیز تمام جهت گیری ها در این رابطه را با متأثّر از نا آگاهی می دانم :
بد بخت ملّتی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملّتی که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد ، شور بخت تر از همه ، ملّتی که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .
10 - مهر‌ماه - 1392 02:10 ب.ظ
کیارش
امتیاز: 11 12
لینک نظر
به یاری مزدا اهورا....
درود بر شما....خوشحالم که این مطالب رو میبینم اما با این وجود هنو کندذهنانی مانندمدیر سایت گفتگو با زرتشتیان این چیز هارو باور ندارد....جشن مهرگان خجسته باد:)
25 - آبان‌ماه - 1392 08:39 ب.ظ
میترا کلاگر
امتیاز: 11 9
لینک نظر
بسیار جالب بود .در کتابی خواندم که اگر پسری میخواست با دختری ازدواج کند به او می گفت بیا با هم برادر خواهر شویم شاید محرم شدن باشد نه این که با خواهر خود ازدواج کنند ما در ایران چنین چیزی نداشتیم این عمل برای عربها بود نه ما ایرانی ها وقتی عربها دختران خود را زنده بگور میکردن یک زمانی شد دیدن دختری نیست برای ازدواج جز مادر خود
27 - آذر‌ماه - 1392 03:01 ب.ظ
اردبیلی
امتیاز: 12 17
لینک نظر
درمیان قوم فارس رایج بود اما درمیان ملت عظیم ترک آذربایجان این گونه کثافت کاری ها وجود نداشت ترکها بعد ازخدا بیشترین احترام را به مادر(آنا)میگزارند
28 - آذر‌ماه - 1392 10:06 ب.ظ
ل
امتیاز: 15 14
لینک نظر
از نحوه استدلال این مقاله بسیار خندیدم.
2 - دی‌ماه - 1392 10:24 ب.ظ
آرش
امتیاز: 12 11
لینک نظر
نوشتار سودمندی است. از شما بسیار سپاسگزارم
13 - دی‌ماه - 1392 01:15 ق.ظ
حامد
امتیاز: 16 10
لینک نظر
با درود، جواب خیلی ها از جمله نارسیس رو توسط ایملشون دادم،
گیرم که که رسم بوده در ایران باستان ازدواج با محارم صورت می گرفته ،
این دین اسلام با قوانین الهیش یا دین عزیز یهوده که میگه ازدواج با محارم حرامه و الان اونو بد می دونید ، چه بخواین چه نخواین !
مگه کم در دین کامل اسلام وحشی گری هست که گیر دادین به این مسئله ؟ حداقل آزارشون به کسی نمی رسیده حالا یا انکار کن و یا اینکه با این نظرت از کارشون دفاع کن که با این حرفه جناب عالی میفهیم همه ی حرفات تو خاااالی بودن.
اخه ادمه حسابی تو دیگه از کج اومدی؟؟؟؟
از طرفی برا خودت میبری و میدوزی و از طرفی استدالال افلاطونی ارستویی سهرودی برا خودت و احمق تر از خودت میااااری(من نمیگم این ازدواج ها بوده یا نبوده که اگه قرار باشه برات توضیح بدم که حتما خودت هم میدونی پس نمیگم)و باور میکنن..
و اما بعد عزیزان من
26 - دی‌ماه - 1392 04:37 ب.ظ
NOANDISH
امتیاز: 10 12
لینک نظر
سپاس سپاس سپاس...حالا دیگه دیو ها و اهریمن ها به من و هم کیشانم گیر نمیدن اگه بدن کلی حرف واسه گفتن هست
اورمزد نگهدارتان باد
2 - اسفند‌ماه - 1392 03:25 ق.ظ
آریایی
امتیاز: 12 10
لینک نظر
باسلام: درود برتو و اهورا

ازدواج با محارم در عهد ساسانی و دوران قبل از آن
ازدواج با محارم که سنتی رایج بوده در عهد ساسانی و از دوران پیشین سابقه داشته است، روی همین اساس قرار داشته است. یعنی خاندانها برای اینکه مانع اختلاط خون خود با بیگانه و افتادن ثروت خود در اختیار بیگانه بشوند کوشش می کرده اند تا حد امکان با اقربای نزدیک خود ازدواج کنند، و چون این عمل بر خلاف مقتضای طبع بوده با زور و قدرت مذهب و اینکه اجر و پاداشش در جهان دیگر عظیم است و کسی که امتناع ورزد جایش در دوزخ است آن را کم و بیش به خورد مردم می داده اند. در کتاب اردای ویرافنامه که آن را به " نیک شاپور " از دانشمندان زمان خسرو اول نوشین روان نسبت داده اند و شرحی از معراج روح است، چنین آمده است که در آسمان دوم روانهای کسانی را دیده است که " خویتک دس " (ازدواج با محارم) کرده بودند و تا جاویدان آمرزیده شده بودند و در دورترین جاهای دوزخ روان زنی را گرفتار عذاب جاودانی دیده زیرا که " خویتک دس " را به هم زده است، سرانجام گفته شده است " ویراف " که روان وی به معراج رفته هفت تن از خواهران خود را به همسری برگزیده است.

در کتاب سوم " دینکرت " در این زمینه اصطلاحات دیگری به کار رفته از آن جمله اصطلاح " نزد پیوند " است که به معنی پیوند با نزدیکان باشد و در این زمینه به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره کرده اند. " نوسای برزمهر " از روحانیان زردشتی که این قسمت از دینکرت را تفسیر کرده سودهای بسیاری برای این گونه زناشویی آورده و گفته است که گناهان جانکاه را جبران می کند (تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 39). کریستن سن در کتاب "ایران در زمان ساسانیان" می گوید: اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه جامعه ایرانی به شمار می رفت، تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می شمردند و چنین وصلتی را " خویذوگدس " (در اوستا خوایت ودث) می خواندند این رسم از قدیم معمول بود حتی در عهد هخامنشیان اگر چه معنی لفظ خوایت ودث در اوستای موجود مصرح نیست ولی در نسکهای مفقود مراد از آن بی شبهه مزاوجت با محارم بود (ایران در زمان ساسانیان، صفحه 347).
زردشتیان و مخصوصا پارسیان هند در عصر اخیر که احساس شناعت کرده اند و خود آن را ترک کرده اند اخیرا در صدد انکار این عمل شده و از اصل، آن را به عنوان یک سنت زردشتی انکار کرده اند، در صدد بر آمده اند برای کلمه " خویتک دس " تاویل و توجیهی بسازند، کریستن سن می گوید: با وجود اسناد معتبری که در منابع زردشتی و کتب بیگانگان معاصر عهد ساسانی دیده می شود، کوششی که بعضی از پارسیان جدید برای انکار این عمل یعنی وصلت با اقارب می کنند، بی اساس و سبکسرانه است (همان مدرک، صفحه 348).
5 - اسفند‌ماه - 1392 03:35 ب.ظ
بیینام
امتیاز: 8 12
لینک نظر
با سلام
من برای یک تحقیق دانشگاهی از سایت شما بازدید کردم میخواستم از صحت اطلاعات مطمءن بشم
4 - اردیبهشت‌ماه - 1393 10:58 ب.ظ
یکی
امتیاز: 11 13
لینک نظر
آغای اردبیلی
آنچه که اینقدر با اطمینان میگی فقط میتونه از خاطرات مادرت که بهش انقدر اعتماد داری بوده باشه وگرنه ترکها در کوههای آلتای مغولستان جز خور و خواب و خشم و شهوت چی میدونستند که احترام باشه؟؟؟ زن اعم از مادر یا غیر اون جز شهوت برای کار دیگه‌ای کاربرد داشت؟
4 - اردیبهشت‌ماه - 1393 11:02 ب.ظ
یکی
امتیاز: 11 12
لینک نظر
آغای اردبیلی که وجود نداشتی اسم حقیرتو بنویسی و به همون دسته‌ش «ل» اکتفاء کردی

اگه به یک دیوانه بگی اسمت چیه در پاسخ بهت میخنده. خندیدن یک موجود سبک‌مغز که در جوک‌های چندملت بعنوان الاغ یاد میشه، چیز عجیبی نیست.
4 - اردیبهشت‌ماه - 1393 11:14 ب.ظ
یکی
امتیاز: 11 11
لینک نظر
آغای مغول که نام آریایی روی خودت گذاشتی که اونو نجس کنی

ازدواج با محارم در میان تورکان و اغوزهای مغولستان
ازدواج با محارم که سنتی رایج بوده در میان تورکان و از دوران پیشین سابقه داشته است، روی همین اساس قرار داشته است. یعنی ایلهای تورک برای اینکه مانع اختلاط خون خود با بیگانه و افتادن ثروت خود در اختیار بیگانه بشوند کوشش می کرده اند تا حد امکان با اقربای نزدیک خود ازدواج کنند، و چون این عمل بر خلاف مقتضای طبع بوده با زور و قدرت مذهب و اینکه اجر و پاداشش در جهان دیگر عظیم است و کسی که امتناع ورزد جایش در دوزخ است آن را کم و بیش به خورد مردم می داده اند. در کتاب تاریخ کهن تورکان ایران که آن را تقی زهتابی از پانترکیستهای زمان ما نوشته و شرحی از زندگی تورکهاست، چنین آمده است که در آسمان دوم روانهای کسانی را دیده است که " آناسیکمک " (ازدواج با محارم) کرده بودند و تا جاویدان آمرزیده شده بودند و در دورترین جاهای دوزخ روان زنی را گرفتار عذاب جاودانی دیده زیرا که " آناسیکمک " را به هم زده است، سرانجام گفته شده است "بوزقورد " که روان وی به معراج رفته هفت تن از خواهران خود را به همسری برگزیده است.

در کتاب " تاریخ تورکان " در این زمینه اصطلاحات دیگری به کار رفته از آن جمله اصطلاح "باجی سیکمک " است که به معنی پیوند با خواهر باشد و در این زمینه به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر (قیزسیکمک، باجی‌سیکمک)اشاره کرده اند. " ماشالله رزمی" از تورکهای دوآتیشه که این قسمت از تاریخ تورک را تفسیر کرده سودهای بسیاری برای این گونه زناشویی آورده و گفته است که گناهان جانکاه را جبران می کند (تاریخ اجتماعی تورکان ایران، جلد 2، صفحه 39). کریستن سن در کتاب "تورکان ایران در زمان ما" می گوید: اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه جامعه ترکهای ایران به شمار می رفت، تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می شمردند و چنین وصلتی را " ائوده سیکمک " (بویژه آناسیکمک) می خواندند این رسم از قدیم معمول بود حتی در عهد پیش از هجوم تورکان به ایران اگر چه معنی لفظ آناسیکمک در کتاب موجود مصرح نیست ولی در نسکهای مفقود مراد از آن بی شبهه مزاوجت با محارم بود ( تورکان ایران در زمان حاضر، صفحه 347).
تورکان و مخصوصا پانتورکیست‌ها در عصر اخیر که احساس شناعت کرده اند و خود آن را ترک کرده اند اخیرا در صدد انکار این عمل شده و از اصل، آن را به عنوان یک سنت تورکی انکار کرده اند، در صدد بر آمده اند برای کلمه " آناسیکمک " تاویل و توجیهی بسازند، کریستن سن می گوید: با وجود اسناد معتبری که در منابع تورکی و کتب بیگانگان معاصر و قدیمی دیده می شود، کوششی که بعضی از تورکان جدید برای انکار این عمل یعنی وصلت با اقارب می کنند، بی اساس و سبکسرانه است (همان مدرک، صفحه 348)
11 - اردیبهشت‌ماه - 1393 09:03 ب.ظ
فرح
امتیاز: 10 12
لینک نظر
واقعا باعث تاسف به شما هم میگن ایرانی که اینجور به جون گذشته خودتون افتادین هی دم از اسلام میزنین وتمدن گذشته خودتون رو می کوبین خاک بر سرتون مگه عربها کم بهتون ظلم کردن مگه بنام اسلام هر چه کثافتکاری بود تو ایران نکردن برین کتاب دو قرن سکوت رو بخونین . ما به گذشته مون مینازیم وبه حالمون تاسف میخوریم این اراجیف رو هم عدهای عقدهای مالیخولیایی به خورد مردم میدن .زنده باد فرهنگ وتمدن ایرانی البته گذشتش نه الان که ما هیچی از خودمون نداریم وهویت ایرانیمونرو گم کردیم .
14 - اردیبهشت‌ماه - 1393 01:28 ب.ظ
احمد
امتیاز: 16 9
لینک نظر
سلام

دوستان چرا تاریخ را تحریف مى کنید

قبل از انقلاب در کتاب تاریخ دبستان این موضوع را مى خواندیم

کمبوجیه با خواهر خود ازدواج کرد و به ایران بازگشت
کمبوجیه در کشور مصر بود

ضمنا در تاریخ ادیان دکتر شریعتى این موضوع ذکر شده است

ازدواج زرتشتیان با محارم در کلام دکتر شریعتی

«در مذهب زرتشت، به صراحت در اوستا، می خوانیم که ازدواج با خواهر نه تنها جایز است، بلکه باعث بخشایش گناهان می شود و از مستحبات مؤکد است. و ازدواج با محارم از ستایش هایی است که از شخصیت های تاریخ مذهب شان می گویند.
اما بعد که وجدان اخلاقی عوض می شود و ازدواج با محارم، عملی نفرت انگیز تلقی می شود، علمای مذهب به فکر چاره جویی می افتند و به توجیه و انکار می پردازند.» (تاریخ و شناخت ادیان، ص 15)
26 - اردیبهشت‌ماه - 1393 01:50 ق.ظ
رضا
امتیاز: 10 10
لینک نظر
شاید در ایران باستان ازدواج با محارم رواج داشت ولی در میان تورکان باستان این کار أبدا رواج نداشته بنا به نوشته دینوری :ترکان خواهران و مادران خود را پیش کش قلمازه ها می کردند و قلمازه کسی بود که مرتع و استر فراوان داشت (تاریخ دینوری،جلد٢ ،چاپ دانشکاه تهران با تصحیح دکتر خانیکی صفحه ٥٤) وخود نیز برای أو مزدوری می کردند وبسا قلمازه کاری غیر از مردی با آنها می کرد(همان منبع ص٥٥) واگر دو گروه ترکان به جنگ هم میرفتند انکه مغلوب می شد فدیه اش (برای آزادی )مرتع و استران و مزدورانش و هر آنچه از آنان نصیبش بود می شد که همه به غلامی و کنیزی می رفتند(همان منبع ص٦٣)
1 - خرداد‌ماه - 1393 08:55 ب.ظ
ry
امتیاز: 9 10
لینک نظر
از رفتارهای زشت زرتشتیان در عصر ساسانی ـ که متأسفانه برخی ناآگاهان آرزوی بازگشت آن روزگار را دارند ـ قرض دادن زن خود به مردی دیگر و به عبارت دیگر ازدواج استقراضی بوده است.
خلاصه ی ازدواج استقراضی چنین است که مرد حتی بدون اجازه ی زن خود، می توانست او را به ازدواج مردی دیگر در مدتی معین در آورد. فرزندانی که به وجود می آمدند به شوهر اول تعلق داشت (هرچند از نطقه ی مرد دوم بود) و به عنوان نیروی کار و برده به این فرزندان نگاه می کردند و شوهر اول گاه آنها را می فروخت.
در متن های حقوقی زمان ساسانیان، به ویژه «ماتیکان هزار داتستان» در مورد ازدواج استقراضی به تفصیل سخن گفته شده. وندیداد فرگردهای چهارم و پانزدهم به صورت مختصر در این مورد سخن گفته است. در «دینکرد و روایت پهلوی» نیز به اشارات مفصل تری بر می خوریم. (وندیداد، هاشم رضی، ج 1، ص 508، شرح)
هاشم رضی در کتاب «وندیداد» در شرح فرگرد 4، صفحه 507 ـ 508 چنین می نویسد:
در «ماتیکان هزار داتستان» یا هزار ماده ی قانونی مطالب بسیاری در باره ی زنان، ازواج، واگذاری زنان یا ازدواج استقراضی آمده است. یک مرد حتی می توانست علی رغم میل و رضایت پادشاه زن خود، او را به اشخاص تنگدستی که نیاز به زن داشتند، برای مدت معینی واگذار کند. شرایط معاهده، زمان واگذاری، فرزندانی که از این زن در مدت قرض دادن وی تولید می شد، همه قبلا مورد موافقت دو طرف قرار می گرفت. (در باره ی حقوق ساسانی، ج 1، ص 36) و به این ترتیب دستور وندیداد اجرا می شد.
دارایی زن به شوهر دوم نمی رسید و تنها نیروی کار و خدمات و در صورت توافق تا اندازه ای، فرزندانی که از شوهر دوم در مدت استقراض حاصل می شد، برای شوهر ثانوی محفوظ می ماند.
باید اشاره شود که این مورد مراجعه ی نیازمندان و اشخاص تنگدست به اشخاص مرفه الحال، قوانین ویژه ای داشت. شخص نیازمند که درخواست می کرد، خود از قوانین آگاه بود و درخواست به صورت قانونی عرضه می شد. (همان کتاب، ص 35)
کودکانی که از شوهر دوم برای زن تولید می شد، متعلق به شوهر اول بود.
پس از مراجعه ی کسی که نیازمند زن بود، مردی که به او مراجعه شده بود ـ با توجه به مطالب «ماتیکان هزار داتستان» ـ زن خود را با اجرای صیغه ای، به طور موقت از قید زوجیت آزاد می کرد. شوهر هرگاه به زن بگوید که: «از سوی من، بر خود آزاد شدی...» صیغه ی طلاق موقت جاری شده و اجازه داشت به عنوان «چاکرزن» به ازدواج دیگری در آید. (در باره یک کتاب حقوقی ساسانی. فرهنگستان هایدلبرگ، 1910، جزوه 11، ص 3)
حتی مرد می توانست زن خود را بدون توافق زوجه به دیگری به طور موقت واگذار کند. در چنین صورتی شوهر دوم از ثروت زن بهره ای نمی برد؛ همچنین کودکان تولید شده نیز چنان که اشاره شد به شوهر اول تعلق داشتند و شوهر اول هرگاه که می خواست مطابق قانون می توانست زن و فرزندان وی را که از شوهر دوم بود، باز پس گیرد...
فرزندانی که تولید می شدند، گاه به فروش می رفتند و این منبع درآمدی برای پدر بود و به عنوان نیروی کار از این فرزندان، چون بردگان بهره بری می شد. زن و کودک و برده، درست به عنوان یک شیء بودند.
به موجب «ماتیکان هزار داتستان» فروختن فرزند و به بردگی گرفتن فقط از اختیارات پدر است که می تواند فرزند را بفروشد، بکشد یا عضوی از او را ناقص کرده از کار بیندازد. (در باره حقوق ساسانی، جزوه 5، ص 22)
نظر اسلام در مورد ازدواج استقراضی
از نظر اسلام زن شوهردار نمی تواند با مرد دیگر ازدواج کند حتی اگر شوهر به آن راضی باشد. البته همانگونه که در متن فوق آمده، زرتشتی ها ابتدا زن خود را طلاق می دادند و سپس زن با مرد دوم ازدواج می کرد. اما از نظر اسلام، در این نوع ازدواج، تخلف های زیر صورت می گرفته است:
ـ شوهر اول حق ندارد برای همسر سابق خود، شوهر تعیین کند. بلکه دیگر هیچ اختیاری نسبت به او ندارد. زن آزاد است با هرکه خواست و با هر شرایطی که مایل بود ازدواج کند. پس اگر ازدواج دوم بدون رضایت زن باشد آن ازدواج باطل است.
ـ شوهر دوم پدر فرزندانی است که با ازدواج دوم تولد یافته اند، نه شوهر اول. چون فرزند با نطفه ی مرد دوم درست شده است. گویا برای همین بوده که مرد اول محبتی نسبت به فرزندان نداشته و با دید برده به آنها می نگریسته و می فروخته است.
ـ فرزندان ازدواج دوم مثل انسانهای دیگر هستند و کسی نمی تواند به عنوان برده به آنها نگاه کند و آنان را بفروشد حتی پدر واقعی (شوهر دوم) هم چنین حقی ندارد.
ـ در اسلام «ازدواج موقت» داریم اما چیزی به عنوان «طلاق موقت» وجود ندارد.
ـ ثروت زن چه پیش از طلاق و چه پس از آن و به عبارت دیگر در همه حال، برای خود اوست و شوهر حق تصرف بدون اجازه ی او را ندارد.
ـ هیچکس حتی پدر حق ندارد دیگری را بکشد یا صدمه ای به بدن دیگری وارد کند.
1 - خرداد‌ماه - 1393 08:57 ب.ظ
ry
امتیاز: 9 9
لینک نظر
ژان کلنز (Jean Kellens) که بیش از چهل سال در اوستا شناسی پژوهش کرده:
ما هنوز نیمی از معنا و مفهوم گات ها را نمی دانیم. مترجمان ایرانی گات ها ذهنیت های خود را به این کتاب تحمیل کرده اند. (مقالاتی در باره زردشت و دین زردشتی، ص 41)
2 - خرداد‌ماه - 1393 11:38 ب.ظ
رضا
امتیاز: 11 5
لینک نظر
برای من هیچ شکی نماند که این سایت هدف دیگری جز اشاعه فرهنگ باستان ایران در سر می پروراند شما با ارائه مقاله های بسیار ضعیف که جای نقد بسیار دارد خودتان را برای هر تیری به صورت سیبل هدف آسان قرار می دهید و از یک طرف انواع دروغها و یاوه گویی های پانترک هارا انتشار می دهید و از طرف دیگر نظرات ضد ترک بی منطق که می تواند برای آذریها تحریک کننده باشد را نشر می دهید اما از انتشار مواردی مثل رسم "تومن تورک دی" که در میان آذریها بسیار مشهور است و می تواند فصل الخطاب یک مناظره بی أساس از طرف پانترکها باشد خودداری می کنید احتمالا شما یا پانترک هستید یا اطلاعاتی
3 - خرداد‌ماه - 1393 09:10 ق.ظ
رضا
امتیاز: 9 6
لینک نظر
آقای ry در مورد ازدواج اشتراکی باید به عرضتان برسانم که این مورد جزو عقاید مزدکیان می باشد و به هیچ وجه در کتاب ماتیکان هزار داتستان چنین چیزی وجود ندارد لازم به ذکر است که مزدکیان قائل به نوعی زندگی اشتراکی در همه زمینه ها بودند و در ضمن از طرف زرتشتی ها به عنوان مرتد شناخته می شدند تا جایی که مزدک توسط قباد پادشاه ساسانی به هلاکت رسید و به فرمان أو پوستش کنده شد و آن را پر از کاه کردند در ضمن من کتاب آقای هاشم رضی را مطالعه کردم و لازم به ذکر می دانم که ایشان یکی از اسلامیستهای تندرو هستند که در هیچ جا ابایی از تحریف تاریخ برای پیشبرد اهدافشان نداشته اند این را هم بدانید که کتاب ماتیکان هزار داتستان أولین بار توسط یک خانواده زرتشتی در اختیار جامعه نشر کشور قرار گرفت وترجمه های بسیار خوب و موثقی از آن در کشور وجود دارد
3 - خرداد‌ماه - 1393 10:50 ب.ظ
محمدرضا
امتیاز: 8 10
لینک نظر
کتاب تاریخ تمدن جلدیک صفحه 433: کوروش هخامنشی بنیانگذار ازدواج بین محارم در نزد پارسیان بود.
حتی شاهنامه فردوسی هم به ازدواج بهمن پسر اسفندیار با خواهرش همای اشاره میکند.
4 - خرداد‌ماه - 1393 02:34 ب.ظ
علی
امتیاز: 8 8
لینک نظر
پس معلومه هنوز تاریخ تمدن رو نخوندی محمد رضا جان ، بخون چیزای خوبی توش نوشته مخصوصا در رابطه با ترکها و عربها!
15 - خرداد‌ماه - 1393 12:48 ب.ظ
هومن
امتیاز: 7 5
لینک نظر
شما پانتورکها برای تحقق اهداف ضد ایرانی خود از هیچ چیز از جمله تاسیس سایت جعلی پیکی از پارس ابا ندارید اما این را مطمئن باشید که روح تاریخ بشر با جعل و تحریف میانه أی ندارد و شما ترکها به زودی سیلی محکمی از تاریخ و حقیقت جهان خواهید خورد که تا قیام قیامت فراموش نخوانید کرد
22 - خرداد‌ماه - 1393 06:32 ب.ظ
هوشنگ
امتیاز: 2 6
لینک نظر
حلال زاده! منظورت جیگر برنامه کلاه قرمزی بود دیگه؟
24 - خرداد‌ماه - 1393 12:00 ب.ظ
ایرانی
امتیاز: 1 5
لینک نظر
در مورد ساره زن ابراهیم هم بخوانید
پیدایش باب ۲۰
۱ پس‌ ابراهیم‌ از آنجا بسوی‌ ارض‌جنوبی‌ کوچ‌ کرد، و در میان‌ قادش‌ و شور ساکن‌ شد و در جِرار منزل‌ گرفت‌. ۲ و ابراهیم‌ در خصوص‌ زن‌ خود، ساره‌، گفت‌ که‌ «او خواهر من‌ است‌.» و ابی‌ملک‌، ملک‌ جرار، فرستاده‌، ساره‌ را گرفت‌. ۳ و خدا در رؤیای‌ شب‌، بر اَبی‌مَلِک‌ ظاهر شده‌، به‌ وی‌ گفت‌: «اینک‌ تو مرده‌ای‌ بسبب‌ این‌ زن‌ که‌ گرفتی‌، زیرا که‌ زوجة‌ دیگری‌ می‌باشد.» ۴ و ابی‌ملک‌، هنوز به‌ او نزدیکی‌ نکرده‌ بود. پس‌ گفت‌: «ای‌ خداوند، آیا امتی‌ عادل‌ را هلاک‌ خواهی‌ کرد؟ ۵ مگر او به‌ من‌ نگفت‌ که‌ "او خواهر من‌ است‌"، و او نیز خود گفت‌ که‌ "او برادر من‌ است‌؟" به‌ ساده‌ دلی‌ و پاک‌ دستی‌ خود این‌ را کردم‌.» ۶ خدا وی‌ را در رؤیا گفت‌: «من‌ نیز می‌دانم‌ که‌ این‌ را به‌ ساده‌ دلی‌ خود کردی‌، و من‌ نیز تو را نگاه‌ داشتم‌ که‌ به‌ من‌ خطا نورزی‌، و از این‌ سبب‌ نگذاشتم‌ که‌ او را لمس‌ نمایی‌. ۷ پس‌ الا´ن‌ زوجة‌ این‌ مرد را رد کن‌، زیرا که‌ او نبی‌ است‌، و برای‌ تو دعا خواهد کرد تا زنده‌ بمانی‌، و اگر او را رد نکنی‌، بدان‌ که‌ تو و هر که‌ از آن‌ تو باشد، هر آینه‌ خواهید مرد. » ۸ بامدادان‌، ابی‌ملک‌ برخاسته‌، جمیع‌ خادمان‌ خود را طلبیده‌، همة‌ این‌ امور را به‌ سمع‌ ایشان‌ رسانید، و ایشان‌ بسیار ترسان‌ شدند. ۹ پس‌ ابی‌ملک‌، ابراهیم‌ را خوانده‌، بدو گفت‌: «به‌ ما چه‌ کردی‌؟ و به‌ تو چه‌ گناه‌ کرده‌ بودم‌، که‌ بر من‌ و برمملکت‌ من‌ گناهی‌ عظیم‌ آوردی‌ و کارهای‌ ناکردنی‌ به‌ من‌ کردی‌؟» ۱۰ و ابی‌ملک‌ به‌ ابراهیم‌ گفت‌: «چه‌ دیدی‌ که‌ این‌ کار را کردی‌؟» ۱۱ ابراهیم‌ گفت‌: «زیرا گمان‌ بردم‌ که‌ خداترسی‌ در این‌ مکان‌ نباشد، و مرا به‌ جهت‌ زوجه‌ام‌ خواهند کُشت‌. ۱۲ و فی‌الواقع‌ نیز او خواهر من‌ است‌، دختر پدرم‌، اما نه‌ دختر مادرم‌، و زوجة‌ من‌ شد. ۱۳ و هنگامی‌ که‌ خدا مرا از خانة‌ پدرم‌ آواره‌ کرد، او را گفتم‌: احسانی‌ که‌ به‌ من‌ باید کرد، این‌ است‌ که‌ هر جا برویم‌، دربارة‌ من‌ بگویی‌ که‌ او برادر من‌ است‌.» ۱۴ پس‌ ابی‌ملک‌، گوسفندان‌ و گاوان‌ و غلامان‌ و کنیزان‌ گرفته‌، به‌ ابراهیم‌ بخشید، و زوجه‌اش‌ ساره‌ را به‌ وی‌ رد کرد. ۱۵ و ابی‌ملک‌ گفت‌: «اینک‌ زمین‌ من‌ پیش‌ روی‌ توست‌. هر جا که‌ پسند نظرت‌ افتد، ساکن‌ شو.» ۱۶ و به‌ ساره‌ گفت‌: «اینک‌ هزار مثقال‌ نقره‌ به‌ برادرت‌ دادم‌، همانا او برای‌ تو پردة‌ چشم‌ است‌، نزد همة‌ کسانی‌ که‌ با تو هستند، و نزد همة‌ دیگران‌، پس‌ انصاف‌ تو داده‌ شد.» ۱۷ و ابراهیم‌ نزد خدا دعا کرد. و خدا ابی‌ملک‌، و زوجة‌ او و کنیزانش‌ را شفا بخشید، تا اولاد بهم‌ رسانیدند، ۱۸ زیرا خداوند ، رَحِم‌های‌ تمام‌ اهل‌ بیت‌ ابی‌ملک‌ را بخاطر ساره‌، زوجة‌ ابراهیم‌ بسته‌ بود.
6 - تیر‌ماه - 1393 01:07 ق.ظ
smm
امتیاز: 9 1
لینک نظر
اینکه ازدواج با محارم رسم بوده درسته چون کمبوجیه با خواهرش ازدواج کرد درضمن اینقدر از هخامنشیان بت نسازید چون مطمئنا حکومت های خودکامه بالاخره به ستم می کشه
23 - تیر‌ماه - 1393 02:05 ق.ظ
اردبیلل اوغلی
امتیاز: 3 2
لینک نظر
معلومه شمافارسها این ننگ رانمیتوانید قبول کنید ولی واقعیت دارد.ترکها مادررا ستایش میکردنداماشمافارسهای قدیم ...میکردند.خاک برسرتمدن وحشیتون بشه.تاریخ فارسها پراست ازاینگونه وحشی گریها
23 - تیر‌ماه - 1393 04:11 ق.ظ
محمدرضا
امتیاز: 3 2
لینک نظر
جالبه حتی ارداویرا هم تو کتابش یعنی ارداویراف میگه کسی به بهشت میره که ازدواج با محارم داشته باشه. اونم با خواهر و مادرش. که خودشم با هفت خواهرش ازدواج کرده بود. اینو دیگه میخای کجای دلت بذاری؟؟؟؟ اومای الهه ترکها که به شکل یک زن هست هم تاییدی در حرفای جناب اردبیل اوغلو!!! راستی مدیر جان از بنگ گشتاسبی هم واسمون بگو دیگه ناقلا!!!
23 - تیر‌ماه - 1393 04:17 ق.ظ
محمدرضا
امتیاز: 2 1
لینک نظر
یه اصلاح کوچولو: ارداویراف تو کتابش ارداویراف نامه اون حرفو میگه!
7 - مرداد‌ماه - 1393 04:43 ب.ظ
امیر
امتیاز: 1 0
لینک نظر
انقد نظرات مختلف اینجا هست که ادم گیج میشه نصف بیشتر حرفاتونم که کلکل هست.

خداوکیلی اگه توی ایران باستان ازدواج یک درصد احتمال وجود ازدواج با محارم باشه یعنی تمام ما ایرانیها باید خودمونو بکشیم.

دنیا به تاریخ ما افتخار میکنه اونوقت ما ...

خدا بخیر کنه اما من این قضیه رو بیخیال میشم و با امید به خدا همه چی رو پای حکمت و قسمت خودش میذارم و تلاش میکنم واسه امروز کشورم همین ...
24 - مرداد‌ماه - 1393 12:41 ب.ظ
صادق
امتیاز: 1 0
لینک نظر
در این گفتار بر اساس متون تاریخی و پژوهشهای باستان شناسان و تاریخ پژوهان ، اثبات خواهیم کرد که ازدواج با محارم در ایران باستان بنا بر آموزه های دین زرتشتی جایز بود.


اسنادی بر اثبات ازدواج با محارم در دین زرتشتی

استاد مرتضی راوندی میگوید :

« به عقیده پروفسور مینورسکى و عده ‏ای از صاحبنظران، منظومه ویس و رامین در حدود نه قرن پیش، یعنى پنجاه سال پس از آنکه فردوسى شاهنامه را به پایان رسانیده، پرداخته شده است. اصل پهلوى، و زمینه جغرافیایى داستان، اسامى شخصیتها و اماکن، طرز حکومت و اوضاع کلى جامعه، طرز عشق‏بازى و ازدواج ( زناشویى خواهر و برادر ) بطورى که در ویس- و رامین توصیف شده با هیچیک از ادوار تاریخى ایران جز دوره اشکانیان قابل انطباق نیست. »

مرتضى راوندى‏ ، تاریخ اجتماعى ایران ، ناشر: انتشارات نگاه‏ ، تهران‏ ، چاپ دوم‏ ، ج 1 ص 590


هرکس کتاب تاریخ اجتماعی ایران را بخواند در میابد که نویسنده هیچ گرایش خاصی به اسلام نداشت .
و در مقابل گاهی ملی گرایی افراطی در وجود نویسنده موج می زد.

ایشان می گویند :

« استاکلبرگ مانند مینورسکى این داستان ( ویس و رامین ) را مربوط به قبل از اسلام مى‏داند مى‏گوید: «عقاید پارسى زرتشتى، مانند ازدواج خواهر و برادر و تأثیر ستارگان در سرنوشت انسان، در منظومه فراوان است. »

همان ، ج ‏1 ص 591

در جایی دیگر میگویند : « در تاریخ نویسى باید حقیقت را جستجو کرد و نوشت، حاق مسأله این است که ازدواج با اقرباى خیلى نزدیک در ایران قدیم موسوم به «خوتک‏دس» پسندیده بود، و ظاهرا جهت آن را حفظ خانواده و پاکى نژاد قرار مى‏ دادند .»

همان ، ج ‏1 ص 587

« کمبوجیه دو خواهر خویش را به عقد خود درآورد، اردشیر دوم دو دخترش ؛ آتسا و آمسترس را به زنى گرفت. در کتاب ارداى و یراف‏نامه آمده است که یکى از بزرگان زرتشتى‏ هفت خواهر خود را در حباله نکاح داشت‏ . »

همان ، ج‏ 6 ص 283

مرتضی راوندی میگوید :

«کمبوجیه دوم خواهر خویش یعنى «آتوسا» دختر کورش را به زنى گرفته بود و پس از او پى‏درپى، نخست بردیاى دروغین و پس از سقوط او داریوش اول (که درعین‏حال «پارمیدا» دختر بردیا را به زنى داشت)، با آتوساى یاد شده ازدواج کردند. خشایارشا پسر داریوش بدان سبب پادشاه شد که فرزند آتوسا بود، و حال آنکه داریوش پسرانى بزرگتر از او نیز داشته. داریوش دوم با خواهر خود «پاریساتیدا» ازدواج کرده بود، فرزند ایشان اردشیر دوم پس از مرگ زن اول خود با دو دختر خود «آتوسا» و «آمستریدا» ازدواج کرد.»

همان ، ج‏ 1 ص 474

یان ریپکا میگوید :

« در ایران باستان، زناشویى پدر با دختر ، پسر با مادر و برادر با خواهر مجاز بود و حتى از لحاظ دینى، به عنوان عملى مستحب، توصیه مى‏شد. شوهر- مخصوصا بعدها- مى‏توانست همسرش را شریک دارایى خود سازد ؛ ولى، این حق را نیز داشت که او را رها کند و یا به مرد دیگرى واگذارد . »

یان ریپکا ، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه‏ ، ترجمه: عیسى شهابى‏ ، ناشر: انتشارات علمى و فرهنگى‏ ، تهران‏ ، چاپ اول‏ ریال صفحه 81

استاد شادروان حسن پیرنیا میگویند :

« بعضى از مورّخین خارجه ازدواج شاهان اشکانى را با اقرباء و خویشان نزدیک با نهایت نفرت ذکر میکنند. چنین نسبتى را نیز هرودوت به کبوجیه و پلوتارک به اردشیر دوّم هخامنشى داده‏اند، و لیکن بعضى از نویسندگان پارسى زرتشتى‏ این نسبت را رد کرده میگویند کلمه خواهر را در مورد اشکانیان نباید بمعنى حقیقى فهمید. کلیه شاهزاده خانمها را شاهان پارتى خواهر میخواندند، زیرا از یک دودمان و خانواده بودند و دختر عمو و نوه عمو و غیره‏ها نیز در تحت این عنوان درمیآمدند، ولى چون در تاریخ‏نویسى باید حقیقت را جستجو کرد و نوشت، حاقّ مسئله این است، که ازدواج با اقرباى‏ خیلى نزدیک در ایران قدیم، موسوم به خوتک‏دس، پسندیده بوده‏ و ظاهرا جهت آنرا حفظ خانواده و پاکى‏نژاد قرار میدادند . »

حسن پیرنیا ، تاریخ ایران باستان‏ ، ناشر: دنیاى کتاب‏ ، تهران‏ ، چاپ اول‏ ، ج‏3 ص 2693


برتولد اشپلولر :

« ازدواج شاید با نوع متداول آن در عصر ساسانى، یعنى ازدواج موروثى و قدیمى با خویشاوندان ‏ارتباط داشت، که در اسلام، حداقل تا مرتبه خاصى ممنوع است. »

برتولد اشپولر ، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامى‏ ، ترجمه: جواد فلاطورى و مریم میر احمدى‏ ، ناشر: انتشارات علمى و فرهنگى‏ ، تهران‏ ، چاپ چهارم‏ ، ج ‏2 ص 181

ابن اثیر الجزری می نویسد :

« برخى از تازیان در بحرین، کیش زرتشتى‏ را پذیرفته بودند. و زرارة بن عدس و دو پسرش، حاجب و لقیط، همچنین اقرع بن حابس و دیگران زرتشتى بودند. و لقیط به همین جهة با دختر خود دختنوس ، زناشوئى کرده و این نام فارسى را بر او نهاده بود. »

ابن اثیر جزرى ( قرن 6 هـ ) ، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران / ترجمه: عباس خلیلى، ابو القاسم حالت‏ ، ناشر: مؤسسه مطبوعات علمى‏ ، تهران‏ ( دوره 33 جلدی ) ج ‏6 ص 98

ازدواج خواهر و برادر ؛ در منظومه « ویس و رامین » اثر فخرالدین اسعد گرگانی آمده است :


چو مادر دید ویس دلســــــــــتان را بگونه خوار کرده گلــــــــستان را

بدو گفت: اى همه خوبى و فرهنگ‏ جهان را از تو پیرایه‏ســت و اورنگ

ترا خســـــــــــــــرو پدر بانوت مـــادر ندانم در خورت شــــویى بکشور

چو در گیتى تو را همســـــــر ندانم‏ بتا همسرت دادن چون توانـــــم؟

در ایران نیست جفتى با تو همسر مگر ویرو که هســـتت خـود برادر

تو او را جفـــــــت باش و دیده بفروز وزین پیوند فـــــــــــرخ کن مرا روز

زن ویرو بود شایســــــــــــته خواهر عروس من بود بایســــــــته دختر


*******

پس آنگه گفت با هر دو گرامـــــــى شما را باد نـاز و شـــــــــادکامى‏

نباید زیور و چـــــــــــــــــیزى دلاراى برادر را و خـواهـــــــر را بیـک جاى‏

نامه مهر مـــــــــــــــــــوبد هم نباید گوا گر کــس نباشــــــد نیز شاید

گواتـــــــــــــــــان بس بود دادار داور سروش و ماه و مهر و چرخ و اختر

پس آنگه دست ایشان را بـهم داد بسى کرد آفرین بر هـــــردوان یاد


و نیز در «ویس و رامین» گفتار 16 ص 51 بیت 33 آمده است:


مرا جفــــت و برادر هر دو ویروست‏ همیدون مادرم شایسته شهروست‏

و در گفتار 24 ص 69 بیت 13 و 14 آمده است:


مرا ویرو خداوندست و شاهـــست‏ ببالا سرو و از دیــــــــــــدار ماهست

مرا او مهتـــــــــــــــــــــر و فرخ برادر من او را نیز جفت و نیــــــــک خواهر

در «ویس و رامین» گفتار 24 ص 70 و 71 بیت 40- 43 و گفتار 25 ص 72 بیت 3 و 4، بترتیب، آمده است:


برادر کو مرا جفت گزیدســــــــــــت‏ هنوز او کام خویش از من ندیدست

براى اطلاع بر کیفیت و ارزش و آگاهى بر پاره‏اى از خصوصیات داستان «ویس و رامین» مراجعه کنید به : مقاله جناب آقاى مجتبى مینوى در «مجله سخن» دوره ششم، شماره نخستین سال 1333 خورشیدى، و مقالت سودمند استاد ولادیمیر مینورسکى، ترجمه آقاى دکتر مصطفى مقربى، در جلد چهارم، دفتر 1 و 2 «فرهنگ ایران زمین» سال 1335 خورشیدى ص 3 - 73

در آثار شاعران و نویسندگان فارسى‏زبان نیز جاى‏ بجاى بدین معنى اشاراتى طنزآمیز و نفرت‏بار و حاکى از نکوهش دیده مى‏شود ، و از آن جمله سنائى گوید :



دنیى ار چه ز حرص دلبرِ تُســـــت‏ دست زى او مبر که مادرِ تُست‏

گرنه اى گبر پس بخوش‏ سخنیش‏ مادرِ تُست چون کُنى بزنیش ؟


آرتور کریستین سن میگوید :

«اهتمام در پاکى نسب و خون خانواده یکى از صفات بارزه جامعه ایرانى بشمار مى ‏رفت، تا بحدى که ازدواج با محارم را جایز مى‏ شمردند و چنین وصلتى ‏را خویذوگدس‏ (در اوستا خوایت‏ ودث) مى ‏خواندند. این رسم از قدیم معمول بود، حتى در عهد هخامنشیان‏ ، اگرچه معنى لفظ خوایت ودث در اوستاى موجود مصرح نیست، ولى در نسکهاى مفقود مراد از آن بى‏ شبهه مزاوجت با محارم بوده. در بغ‏ نسک‏ و ورشتمان سرنک‏. اشاره به اجر این عمل رفته، مثلا اینکه مزاوجت بین برادر و خواهر بوسیله فره ایزدى روشن میشود و دیوان را بدور میراند. نرسى برزمهر مفسر ادعا کرده، که خویذوگدس معاصى کبیره را محو مى کند. در زمان ساسانیان نه تنها در کتب معاصران مثل آگاثیاس و کتاب منسوب بابن دیصان‏ ذکر این عمل رفته، بلکه در وقایع آن دوره هم شواهدى چند مى ‏بینیم.

یکى از اولیاء آن عهد ارداى‏ ویراز، که هفت خواهر خود را بزنى گرفته بود ، ممکن است وجود خارجى نداشته باشد، اما وهرام چوبین خواهر خود گردیگ (گردیه) را گرفت و مهران گشنسپ نیز پیش از گرویدن بکیش نصارى «بنابر عادت ناشایست و ناپاکى، که این گمراهان آنرا قانونى و بحق مى‏ پندارند» خواهرش را عقد کرده بود . بطریق ماربها هم عصر انوشیروان در کتاب حقوق سریانى. که راجع بازدواج است، گوید : «عدالت خاصه پرستندگان اوهرمزد بنحوى جارى میشود، که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند»؛ و مثالهایى آورده است، که زردشتیان براى تأیید و تقدیس این امر روایت مى‏ کرده ‏اند .

با وجود اسناد معتبرى، که در منابع زردشتى و کتب بیگانگان معاصر عهد ساسانى دیده میشود، کوششى که بعضى از پارسیان جدید براى انکار این عمل، یعنى وصلت با اقارب میکنند، بى‏ اساس و سبک سرانه است. مثلا تاویلى، که بلسارا از کلمه خویذوگدس کرده و گفته است معنى آن «حصول رابطه است بین خدا و بنده بوسیله زهد و پرهیزکارى»، و نیز او گوید در زمان تحریر کتب پهلوى معنى ازدواج نامشروع باین کلمه تعلق گرفته است، ظاهرا «مراد اعمالى بوده، که منحصرا بحکماء مزدکى مذهب نسبت می داده ‏اند نه زردشتیان»، ولى باید دانست، که ازدواج با اقارب بهیچ وجه زنا محسوب نمی شده، بلکه عمل ثوابى بوده، که از لحاظ دینى اجرى عظیم داشته است. محتمل است، که قول هیون تسیانگ چینى در اوایل قرن هفتم میلادى‏ ، که گوید ازدواج ایرانیان عصر او بسیار آشفته است، ناظر بهمین رسم باشد.»

آرتور کرستین سن ، ایران در زمان ساسانیان‏ ، ترجمه: رشید یاسمى‏ ، ناشر: دنیاى کتاب‏ ، تهران‏ ، 1368 هـ ش / چاپ ششم ، صفحه 433


دکتر عباس قدیانی در معنی خوایت‏ودت‏ Khvaetvatha میگوید :
«اصطلاحى در ایران باستان به معنى ازدواج با محارم.»

فرهنگ جامع تاریخ ایران‏ ، عباس قدیانى‏ ، انتشارات آرون‏ ، تهران‏ ، 1387 هـ ش ، چاپ ششم‏ ، ج 1 ص 370

و صد البته در این زمینه اسناد ایرانی و یونانی و ... فراوان است .
25 - مرداد‌ماه - 1393 02:02 ق.ظ
صادق
امتیاز: 3 1
لینک نظر
ازدواج زرتشتیان با محارم در کلام دکتر شریعتی
*«در مذهب زرتشت، به صراحت در اوستا، می خوانیم که ازدواج با خواهر نه تنها جایز است، بلکه باعث بخشایش گناهان می شود و از مستحبات مؤکد است. و ازدواج با محارم از ستایش هایی است که از شخصیت های تاریخ مذهب شان می گویند.
اما بعد که وجدان اخلاقی عوض می شود و ازدواج با محارم، عملی نفرت انگیز تلقی می شود، علمای مذهب به فکر چاره جویی می افتند و به توجیه و انکار می پردازند.» (تاریخ و شناخت ادیان، ص 15)
25 - مرداد‌ماه - 1393 02:08 ق.ظ
صادق
امتیاز: 2 1
لینک نظر
ازدواج با محارم در کتاب دینکرد
*با تشکر از دوست گرامی حامد شادفر که مطلب زیر را در اختیار گذارد.
دینکرد از کتاب های معروف زرتشتی در قرن های نهم و دهم میلادی است. یک فصل کامل از کتاب سوم دینکرد (از ص 141 تا ص 150) به ازدواج با محارم اختصاص دارد. بخشی از عبارت آن را می آوریم:
«از بهر اینکه آن پیونددهی >نرها و ماده ها< به گونه ای گسترده به درست تر کردن >نژادها< بیانجامد، مردمانی را که از یک نژادند وا می دارد با خویشان همخون پیوند >زناشویی< بندند و خویشان همخون با خویشان طبقه ی اول و هرچه نزدیک تر، پیوند بندند.
من (= من هیربد) بویژه سه گونه همپیوندی >از گونه ی خویدوده< را در نظر گرفته ام که اینانند:
1. همپیوندی پدر با دختر؛
2. همپیوندی پسر با مادر؛
3. و همپیوندی برادر با خواهر.
... خویدودهی «برادر ـ خواهر» نسبت به آنچه که از ایشان زاییده می شود چهار لایه پیوند دوستی >تو ـ در ـ تو< در بر دارد:
1. یکی اینکه >برای خواهر، فرزندی که از این همپیوندی زاییده می شود< فرزند برادرش است و برادر>زاده<اش می باشد؛
2. یکی اینکه آن، فرزند برادر است و وی، خوهر هر دوان؛
3. یکی اینکه، >برای برادر نیز< فرزند خواهر است؛
4. و یکی اینکه آن فرزند، برادر و >خواهر زاده ی برادر است<.
25 - مرداد‌ماه - 1393 02:17 ق.ظ
صادق
امتیاز: 1 1
لینک نظر
جواز ازدواج با محارم در دین زرتشتی در عصر حاضر

*سوژه را از دوست گرامی عبدالحق گرفتم. تشکر از ایشان.
براساس قوانین هر دین و کشوری، همه ی کارها جایز است مگر آن دین یا قانون کشور، کاری را تحریم کند. چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «کل شیء لک حلال حتی تعلم أنه حرام؛ همه چیز برایت حلال است مگر بدانی حرام است.»

در اسلام
اگر اسلام ازدواج با محارم را تحریم نکرده بود، امروز دیگران می توانستند به مسلمانان ایراد بگیرند که ازدواج با محارم جایز است. اما در قرآن کریم می خوانیم:
حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خالاتُکُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُکُمُ اللاَّتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِکُمْ وَ... (نساء، آیه 23)
حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران و عمه‏ها و خاله‏ها و دختران برادر و دختران خواهر شما و مادرانى که شما را شیر داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران همسر و ...

در زرتشتی
ما نوشته ای معتبر از زرتشتی سراغ نداریم که ازدواج با محارم را تحریم کرده باشد. از پیام موبد عزیز غیبی چنین بر می آید که ایشان نیز مدرکی سراغ نداشته است و به این پناه برده که چون انسان های ناقص الخلقه زیاد می شوند، جایز نیست.
اگر بخواهیم اینگونه استدلال کنیم، کلا در ازدواج های فامیلی احتمال ناقص الخلقه شدن هست. آیا زرتشتی ها ازدواج با دخترعمو و دخترخاله را جایز نمی دانند؟
ضمنا ندانستم ایشان از کجا می گوید که زرتشتی ها در مورد چارپایانشان، جفتگیری با غریبه را رعایت می کردند.
نتیجه اینکه چون در این دین چنین ازدواجی تحریم نشده، از نظر زرتشتی در حال حاضر نیز ازدواج با محارم جایز است مگر آنکه انجمن زرتشتیان تحریم کنند و چون این اظهار نظر آنها مدرکی ندارد بلکه از خودشان در آورده اند، معتبر نخواهد بود چون ما دیدگاه دین زرتشتی را می خواهیم نه موبدان.
25 - مرداد‌ماه - 1393 02:23 ق.ظ
صادق
امتیاز: 1 1
لینک نظر
گواهی تاریخ به ازدواج زرتشتیان با محارم

*منابع متعدد حکایت از وجود ازدواج با محارم میان زرتشتیان در برهه ای از زمان دارد. پیش از بیان منابع، سخن سعید نفیسی را می آوریم:
«چیزى که از اسناد آن زمان حتماً به دست مى ‏آید و با همه هیاهوى جاهلانه که اخیراً کرده‏ اند از بدیهیات مسلّم تمدن آن زمان است این است که نکاح نزدیکان و محارم و زناشویى در میان اقارب درجه اول حتماً معمول بوده است.» (تاریخ اجتماعی ایران، ج 2، ص 35)

شواهد تاریخی
یک) فردوسی در شاهنامه قضیه ی ازدواج بهمن با دخترش همای چهرزاد را نقل کرده است.
دو) یعقوبی ـ مورخ قرن سوم هجری ـ که خود ایرانی است می گوید: ایرانیان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج می کردند. (تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 152)

سه) شخصی نزد امام صادق(ع) یک مجوسی را به خاطر اینکه مادرش دختر پدرش است،‏ ولدالزنا خواند. امام او را به خاطر اینکه این عمل مجوسیان برطبق دینشان است، آن شخص را مذمت کرد. (کافی، ج 7، ص 240، ح 3؛ تهذیب الاحکام، ج 10، ص 75)

چهار) در روایتی از امام علی(ع) آمده است که در شریعت پیامبر مجوسیان، ازدواج با محارم جایز نبوده است اما یکی از پادشاهان آنها این سنت غلط را مشروع جلوه داد و پس از آن میان آنها مرسوم شد. (توحید صدوق، ص 306 و وسائل الشیعه، ج 3، ص 46)
پنج) شیخ طوسی (م 460 ق) در مسائل مربوط به میراث مجوسی مباحثی را مطرح می کند که ازدواج آنها با محارم در آن زمان را نشان می دهد. مثلا مطرح می کند که اگر وارث مجوسی، هم مادر متوفی و هم خواهر او باشد، حکم ارث او چه می شود. یعنی میت نتیجه ی ازدواج پدر با دخترش است. (خلاف، ج 2، بخش فرائض، مسئله های 119 تا 123)
1 - شهریور‌ماه - 1393 01:20 ق.ظ
رضوان جوزانی زنده باد گیلان
امتیاز: 1 1
لینک نظر
واقعا مقاله مزخرف ومسخره ای بود شما چی رو میخواهید چنهان کنید با این همه منابع واثار متونی زرتشتی پی چه میکنید ؟
چرا مخالف خودتو نرو یا ترک یا عرب مرعفی میکنید این یک دیکتاتوری است همانند کوروش
من یه گیلم نه ترک هستم نه عرب و نه فارس
ازدواج با محارم لکه ننگی بر پیشانی تاریخ ایران است
همانطور که کشورگشایی واشغال سرزمینهای دیگر توسط کوروش بت پرست
همانطور مثل وسعت جنایت ها وسرکوب های قیامهای مردمی در کتیبه ضد بشری بیستون
وهما نند ازدواج با محار در دین ضد بشری و زن ستیز زرتتشی
همه اینها برگهای سیاه تاریخ این سرزمین است
23 - شهریور‌ماه - 1393 01:48 ق.ظ
زنده باد کردستان
امتیاز: 1 1
لینک نظر
ازدواج محارم واقعیت داره، پارسهای عزیز در دوران هخامنشیان با محارمشون ازدواج میکردند، اینو همه ی کتابای تاریخی دنیا نوشتند و قبول دارند. همین حالاشم اکثر زناها با محارم توسط همین قوم پارس انجام میشه. یه سر به دادگاها بزنید متوجه میشید که هنوزم که هنوزه به خواهر مادرشون چشم دارند.
4 - آبان‌ماه - 1393 05:23 ق.ظ
Zahra
امتیاز: 0 1
لینک نظر
خیلی زشته و شرم آوره که اینجوری به جون هم افتادین..آقای محترم بنده مسلمونم زرتشتی نیستم ولی ایرونی که هستم..کورش بت پرست نبوده.. کورش افتخار ایرونی هاست..من نمیدونم ازدواج با محارم بوده یا نه ولی اینو میدونم اگرم بوده 2500 سال پیش بوده..خیلی چیزا حتی توی دین اسلام هم تغییر میکنه..ما داریم گذشتمونو لگد مال میکنیم.سند و مدرک و آدرس میارین و بهم توهین میکنین که چی؟؟؟چیو ثابت کنین؟؟ کورش بزرگترین پادشاهی رو داشته..بیانیه حقوق بشر و نوشته چرا این چیزا رو نمیبینی؟؟تو سرزمینش هرکس مینسته هر دینی داشته باشه ولی الان چی؟؟؟الان همه چیز زور و اجبار نهایتش هم توهین و به تمسخر گرفتن..آره من مسلمونم تو دینم ازدواج با محارم نیست ولی حقی هم ندارم گذشتمو گذشته کشورمو دین اول کشورمو به توهین ببندم،.زمانی که آریایی ها یکتا پرست بودن اعراب بت پرست بودن و سوسمار میخوردن..خود حضرت محمد گفته من عربم ولی از عرب نیستم...ایرانی بودن و از نسل کورش بودن مایه افتخار ماست ولی متاسفانه تقویمم دست کسایی مثل شماست که بزرگداشت کورش و ازش حذف کردن...اقتدار تخت جمشید و ببین و خفه شو
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد